![]() |
![]() |
|
|
اوج گرفتم... اوجی شیرین و لذت بخش به سوی آسمانم ... به سوی معبودم ... خدایم تنهایم نمیگذارد... سپاس خدای بزرگ را که پروردگار جهانیان است و.... چه دارم در وصفش گویم ... الهی بنده ای ناچیزم شکرم را بپذیر ...
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 3 فروردین1387ساعت 10:18 PM توسط نسیم |
|
|
خدابا!
معبودم...محبوبم... یگانه ام ...راهی نمیبینم. آینده پنهان است اما مهم نیست همین کافی است که تو همه چیز را می بینی و من تو را ... چشم دیدن خویش را از ما نگیر...
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 18 اسفند1386ساعت 10:33 PM توسط نسیم |
|
|
خدایا ناپاکم و گناه آلود ......... اما میدانم اگر نگاه رحمتت را بر من بیفکنی قلب من چون برف سفید و پاک خواهد شد و آنگاه به حضور پر مهرت راه خواهم یافت....
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 10 اسفند1386ساعت 9:54 PM توسط نسیم |
|
|
خدایم ..... گر بر کنم دل از تو و بردارم از تو مهر... آن مهر بر که افکنم آن دل کجا برم... وقتی با تمام قدرت و فشار داری از بالا پرت میشی پایین و هیج امیدی ام به نجات نداری ... اعتماد به خدا را فراموش کردی و چشمت به بنده های زمینی که نجاتت بدن... بازم همون خدا مهربونه به روی خودش نمیاره و دستت و میگیره و کمکت میکنه... کاش وفت سقوط بعدی یکم به مغزمون فشار بیاریم ... من که بعید میدونم اگه ما آدمای ناشکریم یادمون میره....
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 5 اسفند1386ساعت 9:37 PM توسط نسیم |
|
|
آنچه را خداوند به تو اختصاص می دهد از دست نخواهی داد حتی اگر بر بال نسیم باشد...
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 3 اسفند1386ساعت 9:30 PM توسط نسیم |
|
|
فرشته ها همیشه تو آسمونا نیستن . خدای متعال مصداق فرشته های آسمونیرو برامون به زمین فرستاده ....
کافیه بهشون خوب نگاه کنیم ... الان دو تا از این فرشته های زمینی را دارم ... و معتقدم از کرم و لطف خداست... از خدا می خواهم بتونیم قدر مادرانمون را بدونیم و حتی لحظه ای با جوانی و ندونم کاری باعث ناراحتی و نگرانیشون نشیم...کاش بتونیم قدردانشون باشیم ... خدایا بابت این موهبت صدها هزار بار شکرت... خدایا صبر بده به کسانی که محرومند از دستان نوازشگر و آغوش امن مادر...
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 27 بهمن1386ساعت 9:47 PM توسط نسیم |
|
|
خداوندا... اگر روزی بشر گردی ... ز حال ما خبر گردی...
پشیمان میشوی از قصه خلقت.. از این بودن از این بدعت... خداوندا... نمیدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است.. چه زجری میکشد آن کس که انسان باشد و از احساس سرشار...
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 25 بهمن1386ساعت 10:35 PM توسط نسیم |
|
|
پروردگارم ...
مهربان من از دوزخ این بهشت رهایی ام بخش ... در اینجا هر درختی مرا قامت دشنامی است و هر زمزمه ای بانگ غرایی و هر چشم اندازی سکوت گنگ و بی حاصلی و رنح زای گسترده ای ... در هراس دم میزنم و در بیقراری زندگی میکنم و بهشت تو برای من بیهودگی رنگینی است ..... کسی را برایم آفریدی تا در او بیارامم... دردم درد بی کسی بود...
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 24 بهمن1386ساعت 10:21 PM توسط نسیم |
|
|
دورم از تو..... اما با تو لحظه ها رو زنده هستم ...
با تو هر روز .... از تو با خدا میخونم ...... تا وقتی کنارمی میدونم ... تا وقتی بهارمی میتونم ... دیگه طاقت دوریتو ندارم دیگه نمیتونم.... منتظرم...................................................................................................................
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 23 بهمن1386ساعت 11:0 PM توسط نسیم |
|
|
ممکن واجب نمیشود .... واجب ممکن نمیشود....
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 22 بهمن1386ساعت 11:6 PM توسط نسیم |
|
|
عبادت گستردن جان است بر کرانه هستی و آمیزش انسان با اکسیر حیات
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 6 بهمن1386ساعت 4:55 PM توسط نسیم |
|
|
چرا اتفاقای خوب زندگیت وقتی میفته که دیگه خیلی دیره ...
چرا اتفاقای بد همیشه وقتی میفتن که کمی احساس آرامش داری ؟ چرا اعتقادامون اونقدر ضعیفه که اینارو باور نداریم ؟ چرا نمیتونم ناگفته ها رو بگم ؟ چرا انقدر ضعف دارم که صدای خدا رو نمیشنوم ؟ خدایا دست به آسمونتم . خودت که خوب میدونی ...
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 13 دی1386ساعت 12:36 PM توسط نسیم |
|
|
تولدم گذشت . هیچ حسی نسبت بهش نداشتم . یه روز بود مثل همه روزای دیگه ... مثل سالهای پیش نبودم . نه شب چله ای بود و نه عیدی و نه تولدی اما آروم بودم و بابت این راضیم .
دارم میتازم و از این تاختن شادم ...چون میدونم خدا باهامه . اونه که مسیره تاختن و برام درست کرده ... حسش میکنم .
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 3 دی1386ساعت 5:28 PM توسط نسیم |
|
|
حتی بلندترین شب سال هم خورشید را ملاقات خواهد کرد ...
این یعنی بوسه گرم خداوند بر زندگی وقتی همه چیز یخ میزند ...
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1 دی1386ساعت 11:31 AM توسط نسیم |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
به قول عام متولد بلندترین شب سالم .
تصمیم گرفتم یه خونه جدید واسه خودم بسازم !!!؟؟؟ کاری که همیشه احمقانه میدونستمش اما حالا نظره دیگه ای دارم و حالا فقط معتقدم که اینجا یه دفتر خاطراته با حس های متفاوته روزانه... میدونم که یه حسی همیشه بهم کمک میکنه تو همه کارام پس از همون حس میخواهم کمکم کنه توی این دفتر خاطرات خوب بنویسم... |
| پیوندهای روزانه |
|
قرآن کریم paulocoelho kickboxing فریدون مشیری فراهم آوری اعضای پیوندی weather چک کردن yahoo messenger آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
3/20/2008 - 4/19/2008 2/20/2008 - 3/19/2008 1/21/2008 - 2/19/2008 12/22/2007 - 1/20/2008 11/22/2007 - 12/21/2007 10/23/2007 - 11/21/2007 |
| آرشیو موضوعی |
|
آبان1386 آذر 1386 دی 1386 بهمن 1386 اسفند1386 فروردین 1387 |
|
RSS
|